و انسان با نخستین درد...
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من بانگاه تو آغاز شدم ...
و انسان با نخستین درد...
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من بانگاه تو آغاز شدم ...
پ.ن : هیچ وقت از هیچ کس جز خدا و خودت انتظار نداشته باش ...
فرو رفتن سایه ها به عمق تاریکی با شروع هوس لمس نور از نزدیکی
افتادن خوره به جان مدادرنگی ها خط خطی کردن نقاشی های ماژیکی
اجتماع آب خنک زیر درخت سرو سوختن بید , رویای آبراه باریکی
سست شدن قلعه , خیانت وزیر به شاه کیش و مات , کارگر شدن ضربه ای تکنیکی
اینم لیست کتاب هایی که خریدم:
کلئوپاترا ـــ ملکه ویکتوریا ـــ زنگ ها برای که به صدا در میآیند ـــ بل آمی ـــ ترغیب ـــ تربیت احساسات ـــ فرانی و زویی ـــ بابا گوریو ـــامپراطوری خورشید ـــ اودیسه__ صلیب سربی .
رویای صادقه می شود هربار
که می بینم از تو رویی
گر قرار به هزار زندگی باشد
هر بار زندگی کردمت گویی
من اعتیاد پیدا کردم به لبخندت
چو اعتیاد حافظ به طره ی مویی
دیگر درخت سیب نمی خواهم
جاودانگی تویی تو تمام آرزویی
دوست داشتم این روزا کنارم بودی که همه ی این انرژی ها و احساس های خوب رو باهات تقسیم می کردم . ولی تو اصلا پیدات نیست .
همیشه وقتی سال نو میشه بیشتر از تولدم گذر عمرمو احساس می کنم یهو فلاش بک میزنم و تمام اون سال میاد جلوی چشمم . و همیشه سر سفره ی هفت سین گریه می کنم و همه فکر می کنن از خوشحالیه . امسال سال قمر در عقربی بود . فلاش بک می زنم و می بینم به خیلی از از رویا هام نرسیدم . اشکام سرازیر می شه اما از ته قلبم دعا می کنم سال جدید بهتر باشه .
و از ته دلم برای تک تک کسایی که این مطلبو می خونن و نمی خونن آرزوی داشتن سالی روشن و پر امید می کنم .